بیانیه ی انتخاباتی من
کسانی چون من که سعی می کنند کمی جلوتر از بینیِ خود را ببینند، باور بفرمایید در میان این همه بارش اطلاعات دچار سرگیجه می شوند. تجزیه و تحلیل رخدادهای این چند روزه برای رسیدن به نتیجه ای مشخص بسیار دشوار است. به ویژه این که به گمانم، نمونه ای مشابه هم در دهه های معاصر یافت نمی شود تا به عنوان مدل مورد استفاده قرار گیرد. تازه اگر در این بین بیماری مزمن ما، یعنی آرمان خواهی، سر برآورد که واویلا!
باری؛ می خواهم ساده و بی آن که حرف هایم را کِش دار کنم، بنویسم که نظرم راجع به انتخابات این دوره چیست.
۱- ضرورت شرکت در انتخابات:
صورت مسئله ساده است؛ موضع من/ما در انتخابات پیش رو. هدف بلندمدّت ما نیز روشن است؛ رسیدن به نظامی سکولار و دموکراتیک. می دانیم که در کجای این راه هم ایستاده ایم. اگر کمی واقع بین باشیم و بقیه را هم به جای آن که یک مشت دهاتیِ گرگوری بشمریم، شهروند این ملک به حساب آوریم، می پذیریم که این ما، یعنی دموکراسی خواهان، هستیم که در اقلیتیم! همیشه هم این طور بوده کسانی که در اقلیت هستند پیش از هر چیزی در بدو امر به فکر بقای خود هستند.
شرایط این چهارساله نشان داد بیش از آن که به گمان برخی، پایه های نظام سست شود، همین یکی دو رکنِ نیم بندِ دموکراسی که از قبل به میراث رسیده، در خطر نابودی قرار گرفت. هزار مثال می توان در اثبات این نظر آورد که خود بهتر می دانید. اما به گمانم مهم تر از همه نظامی ـ امنیتی شدنِ حکومت است.
۲- چه باید کرد؟
اگر پذیرفتیم که ما در اقلّیتیم، گزینه های زیادی پیش روی ما نخواهد بود. یا آن که منتظر بمانیم روزی روزگاری این نظام درهم ریزد و بخت و اقبال هم مدد کند و حکومت نوبنیاد به چشم برهم زدنی دموکراتیک شود! یا این که قمار نکنیم و برای حفظ آن چه تاکنون اندوخته ایم، ائتلاف کنیم. برای این کار هم که روشن است موسوی و کرّوبی مناسب ترند. انتشار منشور حقوق شهروندی، به رسمیت شناختن حقوق اقوام و اقلّیت های مذهبی، تشکل ها، مجامع صنفی و پیشنهاد ایجاد معاونت حقوق بشر چند گام بلند است در گسترش دموکراسی. در واقع، برخی از این مفاهیم برای اولین بار قرار است در گفتمان رسمی حاکمیت وارد شود.
۳- به چه کسی رای دهیم؟
شاخص ترین تفاوتی که بین کرّوبی و موسوی وجود دارد و می شود از روی آن به نتیجه رسید، سیاست های اقتصادی آن هاست. تیم کرّوبی طرفدار اقتصاد باز ( با کمی مسامحه، اقتصاد لیبرالی ) و موسوی طرفدار اقتصاد دولتی (باز هم با کمی مسامحه، اقتصاد سوسیالیستی ) است. در شرایط بغرنج فعلی که قرار است ابتدا ناهنجاری های ناشی از سیاست های پوپولیستی احمدی نژاد برطرف گردد، اقتصادی کنترل شده و با نگاه ویژه به طبقه ی فرودست باید در دستور کار قرار گیرد. به نظر می رسد سیاست های اقتصادی موسوی می تواند اقتصاد کشور را آرام آرام و بدون شوک به چرخش درآورد. با این فرض که در عین حال فضا را برای رسیدن به اقتصادی باز آماده سازد.
من به موسوی رای خواهم داد تا نهادهای دموکراتیک بتوانند نفسی تازه کنند، و در عین حال طبقات فرودست جامعه در اقتصادی کنترل نشده غرق نشوند.