این که چرا برخی در انتخابات شرکت می کنند، علت های متفاوت و بسیاری دارد. من هم که جامعه شناس نیستم تا آن ها را پیدا، بررسی و دسته بندی کنم. ولی بالاخره در میان این مردم زندگی می کنم و دستِ کم می توانم چند نمونه از آن ها را برای دو طبقه ی فرودست و متوسط جامعه نام ببرم. طبقه ی فرادست هم تکلیفش معلوم است؛ متولّی و بی حرمتی به امامزاده؟!
۱- مرا عهدیست با جانان:
مشخصات: اکثراً به حالت مذاب (ماگماها)، غیر کوفیان، امّت.
چی میگن: « هیچ، چی باهاس بگیم؟ سی سال پیش گفتیم دیگه! آدم که راه به راه حرفش رو عوض نمی کنه. نشنیدی میگن حرف مرد یکیه؟! ها؟ شنیدی یا نه؟... »
۲- مُهرِ بیشتر، زندگیِ بهتر:
مشخصات: ترسوها، چِت های مادرزاد (حالا اگه قرار بود بعداً وزیر و وکیل بشن، باز یه چیزی!)
چی میگن: « آره، زنش می گفت که دخترعمویِ خواهرِِ همسایه اش گفته که پسرِ باجناقِ ...ِ دخترخاله اش رو استخدام نکردن. بیچاره توی امتحان قبول شد، ولی شناسنامه اش زیاد مُهر نداشت! »
۳- هرکه شامش بیش، رأیش بیشتر:
مشخصات: سینه زنای حرفه ای هیئت حاج آقا یا سفره ی حاجیه خانم، فک و فامیل های رئیس سابق فلان اداره یا سازمان.
چی میگن: « ای آقا! ما کاری به اینکارا نداریم؛ ولی نمیشه که روی حاج آقا رو زمین بندازیم، میشه؟... آب در نیاد، نون که در میاد! »
۴- به خاطر یک مشت سهام بیشتر:
مشخصات: فقیربیچاره ها، و البته در کنارش، گدا سیرتانِ نوظهور (که آرام آرام دارند تبدیل می شوند به یک طبقه ی مجزّا و تمام عیار!).
چی میگن: غمِ نان ... و این طبقه ی نوظهور: « یه مو هم از تنِ خرس کندن غنیمته! »
۵- حدیث دلبری و دلدادگی:
مشخصات: آدم های ساده لوح ( که هنوز نفهمیدند سیاست بی پدرـمادره! )
چی میگن: « فلانی آدم خوبیه، قیافه اش نشون میده دردکشیده ست!... یا: سیّد اولاد پیغمبر که من به قربان جدّش برم، ... »
۶- هم فال و هم تماشا:
مشخصات: عموماً آدم های مسن و خانه نشین.
چی میگن: « خوبن، همه شون خوبن. ظهر که میرم مسجد برا نماز، به یکی شون رأی میدم. »
۱- نه ی بزرگ یا مخالف خوانی:
مشخصات: طرفداران حال گیری مدنی، اپوزسیونی با لباس مبدّل، با آن که چند ساله حریف دستشان را خوانده، امّا هم چنان امیدوار به خلق دوم خردادی دیگر!
چی میگن: « ما که می دونیم همه شون سروته یه کرباسن، ولی چون نظر آقا به این یکیه، ما به اون یکی رأی میدیم! »
۲- رگلاژ سالانه ی سنسورِ بدیاب:
مشخصات: طرفداران نظریه ی بد- بدتر و دیگر هیچ، عاشقانِ آدم بَده، درِ پیتی ترین نوعِ طبقه ی متوسط در جهان!
چی میگن: « شما که خودت بهتر میدونی، بخواهی نخواهی یکی انتخاب میشه؛ دستِ کم به فلانی رأی بدیم که کار از اینی که هست بدتر نشه. بد میگم؟ کاچی به از هیچی! »
۳- پاسداری از دموکراسی:
مشخصات: طرفدارانِ پرداخت هزینه به صورت کاملاً بهداشتی، مامانی ترین نوع طبقه ی متوسّط، سوپرخوش بین ها، (مثلاً معتقدند اگر ابزارآلات مدرن کشاورزی و بذر اصلاح شده در اختیار باشد، می شود در کویر هم گندم کاشت!)
چی میگن: « دموکراسیِ واقعی آسون به دست نمیاد ... درسته که این انتخابات هزار جور نقص داره، ولی بالاخره تمرین دموکراسیه! نمیشه یک شبه همه چیز درست شه. اصلاحات باید گام به گام و تدریجی صورت بگیره. »