یقین ها و گمان ها
ما یقین داشتیم که:
ـ این بساط، چون گذشته، یک بازیِ از پیش طرّاحی شده است.
ـ آن چه روی خواهد داد، انتصابات است، نه انتخابات.
ـ "جمهوری" در سال ها پیش، کفن نشده، دفن شده بود.
ـ سنگ را نمی توان ورز داد، تا به شکل دلخواه درآید.
ـ نرود میخ آهنی در سنگ.
ـ اصلاح پذیری این سیستم را حتّی نمی توان به خواب دید.
ـ آدمِ عاقل به حواس پنج گانه اش اعتماد می کند!
با این حال گمان بردیم شاید:
ـ حسّ ششمی هم در کار باشد!
ـ سرشان به سنگ خورده باشد.
ـ هنوز کس/کسانی باشند که تاریخ را به کلّی از یاد نبرده باشند.
ـ هنوز کس/کسانی باشند که در چنبره ی اهریمنِ قدرت گرفتار نیامده باشند.
ـ کشتی بان را این بار سیاستی دیگر آمده باشد.
ولی یک بارِ دیگر دیدیم که:
ـ آن چه در محاسبات نمی گنجد، خواستِ ماست.
ـ عمق تیره روزی ما تا چه میزان دهشتناک است.
ـ این امام زاده شفا نمی دهد!
و ...