چهره های خویشتن ما
امروز همه از ما بودند. رویاروی ما نه فلسطینی بود و نه عراقی. بچه های این ملک را دیدم که چماق و باتوم به دست آماده ی اجرای دستور بودند. و در پس آن، خانواده هایی که گذاشتند پسر ۱۶-۱۷ ساله شان در لباس بسیج، در چنین معرکه ای قرار گیرد.
امروز بارها دلم لرزید، نه از هراس فرود آمدن یکی از آن چماق ها بر تنم؛ که ترسیدم آن چماق از دست کسی فرود آید که به سنّ شاگردانم است.
+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد ۱۳۸۸ ساعت 20:40 توسط محمدزمان
|